همه چیز از کامنتی که "راز کوه" برام گذاشت شروع شد...و جرقه ای که در ذهن همه ما درخشید:

کافه کوه تیر ماه: کافه فرشته!

هماهنگی ها شروع شد. آقای ستوده قبول زحمت کرد تا کامنتی خصوصی در وبلاگ ها بگذاره و اطلاع رسانی کنه. امیر حسین ناظمی لطف کرد تا هدیه ی کافه کوه رو برای فرشته آماده کنه...هر کدوم از دوستان سهمی رو در این اتفاق زیبا داشتند.حتی آزاد عزیز که برام کامنت گذاشت"لیلی به گمونم فرشته نمی خواد کافه کوه تیر بیاد چیکار کنیم؟ "...همه چیز خوب بود تا هفته قبل که رفتم ماموریت مشهد. یادمه درست چند ساعت قبل ازون اتفاق یکی از کافه کوهیان بهم زنگ زد که بریم اخر این هفته دماوند؟ بهش گفتم تو بیا بریم کافه کوه! کارهامونو بستیم و یه سر رفتیم زیارت ...یادمه مادرم بهم زنگ زد ُ بهشون گفتم برای هیچ کس جز شما دعا نمی کنم.ایشونم گفتند: تنها چیزی که از خداوند میخوام سلامتی تواه...فکر کنم همین دعا کمکم کرد...وگرنه هرکسی اون اتفاق رو دید میگفت:خیلی شانس آوردی...خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

همونطوری که شانس آوردم و زنده موندم یه بدشانسی دیگه هم آوردم و نتونستم به کافه برسم...هیچ وقت تا بحال نشده بود به کسی زنگ بزنم و اینقدر دلم بخواد پیشش باشم...اما وقتی اونروز با کافه کوهیان تماس گرفتم ب شنیدن صداشون دلم میخواست تا خود کافه محمد تهرانی پرواز کنم.

حتی الان که بعد ازین همه وقت درست و حسابی اومدم تو نت و دارم گزارش های اونروز رو میخونم تمام وجودم سرشار از شوقه...و افتخار میکنم به اینکه یه همچین دوستانی دارم.

الانم فقط اومدم از ه عده ای تشکر کنم:

"امیر حسین ناظمی" عزیز که تمام زحمات این کافه کوه رو تلفنی به گردنش انداختم و او هم به بهترین نحو از پسش بر اومد...این لطفت رو هرگز فراموش نمیکنم.

" آقای ستوده  گرامی " که با بودنشون در کافه کوه خیالم واقعا از همه چیز راحت بود

"لیلای نازنینم" احساس میکنم هربار باید از اومدنت به کافه کوه سپاسگزار باشم: و اینکه تماس گرفتی جویای حالم شدی خیلی بهم انرژی داد:ممنونم عزیزم.

"فرشته جان" ازت عذر میخوام نتونستم تو تولدت باشم..تولدت با تاخیر مبارک:)

"مهناز" دوست داشتنی ممنون از عیادت تلفنیت خیلی بهم مزه داد: کلهم واسم عزیزی

و " آقای نصیری دوست داشتنی" ازتون بخاطر احوالپزسی هاتون واقعا ممنونم

و "استاد عزیز اللهی" ....چی میتونم بگم به شما جز تشکر

و از اون چند خواننده ای که نمی خواهند  اسمشون رو اینجا بیارم اما این نوشته رو می خونند :بخاطر اینکه بعد از آوردنم به تهران لطف کردند اومدند عیادت ممنونم و عذر میخوام اگر خیلی گیج و هنگ بودم و نتونستم درست حسابی ازشون تشکر کنم

از اون دسته از دوستانی که از  آقای ناظمی خواسته بودند بابت عیادت هماهنگ کنند یکجا سپاس

از تمامی دوستانی که تلفنی جویای حالم شدند...با کامنت های خوبشون خوشحالم کردند ممنونم

و از "تو" که خودت رو رسوندی مشهد و کنارم بودی...که اگر نبودی این چند وقت خیلی واسم سخت می گذشت.

درسته کافه کوه این ماه رو از دست دادم اما اونچه به دست آوردم درک واقعی از میزان "معرفت"ی بود که در کافه کوهیان هست...افتخار میکنم که سعادت دارم در میان چنین دوستانی حضور داشته باشم.

 

ببخشید اگر نوشتم مثل همیشه نیست. فقط اول صبحی خواستم یه تشکر کوچیک بکنم تا بعد که بتونم  رو نوشتنم تمرکز داشته باشم.

پیشاپیش در انتظار کافه کوه بعدی هستم.

 

 

هی رفیق به دست نوشته هام نگاه نکن. من آدم خوبه ی ماجرا نیستم.

 لیلی رهنما