بهارانم آرزوست...




آخرین روزهای اسفند است

از سرشاخ این برهنه چنار
مرغکی با ترنّمی بیدار
می‌زند نغمه ،
نیست معلومم
آخرین شکوه از زمستان است

یا نخستین ترانه‌های بهار ؟


سال خوبی بود 91...برای من پُر از لحظه های دوست داشتنی، امید دارم 92 خوبتر باشد...

سال خوبی برای همتون آرزومندم



نوشتک: مدتی در وبنویسی کم کار بودم، کلهم زیاد به فضای مجازی نمیومدم...تا اینکه نوشتن نمایشنامم تموم شد بالاخره! حالا ذهنم پُر از کلمه های دارچینی از جنس نعناس که قراره بیان اینجا: به زودی:)

کافه کوه اسفند...درکنار دوستی ها


روزهای پایانی سال به سرعت می گذرد گویی آسمان ساعت شنی اش را با سرعت دور سرش می چرخاند..لحظه ها می گذرند و می رسد آخرین پنجشنبه ی سال و رویای بودن در کنار دوستان و یک جرعه چای داغ در هوای سرد ِ کافه محمد تهرانی...


در آخرین پنجشنبه سال ساعت3 در کافه محمد تهرانی خواهیم بود.




نوشتک: چقدر دلم هوایتان را دارد دوستانم...چقدر خوشحال است قلبم برای دیدارتان در کافه کوه اسفند ماه.




هی رفیق به دست نوشته هایم نگاه نکن، من آدم خوبه ماجرا نیستم.

لیلی