دنياي وارونه ما!
- گاهی اوقات به این فکر می کنم ما کارمندهای دولت به هیچ دردی که نخوریم به درد ضمانت كردن وام خلق الله که می خوریم! هر وقت کسی قراره جایی وام بگیره ما کلی براش عزیز میشیم در غیر اینصورت کاه هم بارمون نمی کنند خب همینم غنيمته وگرنه احتمالا لاي جرز ديوار هم نمي ذاشتنمون!
- کارگرهای شهرداری هم هر وقت تلویزیون یا روزنامه ها می خوان برنامه یا اخبار خر رنگ کن پخش کنند از این تصاویر و عکسهای این بنده خداها استفاده می کنند که روی چمنها نشسته اند جاروشون بغلشونه و دارن یه لقمه نون سق می زنند و شكر خدايي مي كنند كه از صد تا فحش خار مادر برا خدا بدتره! غير از اين موارد كسي ازشون نمي پرسه خرتون به چند من!
- روزنامه ها و تعدادشون و تيراژ نداشتشون هم به هيچ دردي نمي خورن جزاينكه كلي اهن و تلپ كنند و تبليغات صد من يه غاز که بگن توی مملکت چقدر آزادی اطلاعات و روزنامه هست و سطح مطالعه مردم چقدر بالاست! البته گاهي هم مي تونند ناشرشون رو تو زندون بندازند... آه چرا به درد لبو فروشها هم مي خورن و به كسب و كار اونها هم رونق مي بخشند و توليد شغل مي كنند يه لبو مي ذارن وسطش و چند قاچ مي كنند مي دن دست خلق الله.
- اصولا نویسنده ها و خبرنگارها هم درست شدن برای اینکه زندانهای شهر خالی نباشه معتادا و قاچاقچیا و دزد ها که راس راس دارن واسه خودشون مي چرخن.
- مردم ويا به تعبيري امت همیشه در صحنه هم به درد روز مبادا خیلی می خورن وقتی قراره دخل گروهي سياسي اي آورده بشه وگرنه بطور عادي كسي نمي پرسه عاج فيل به فلانتون!
- از طرفي کیک و ساندیس هم فقط خاصیت سیر کردن و تعذيه مدرسه بچه ها رو نداره و توی خیلی از کارهای سیاسی بکار می آد و باهاش ميشه مشت محكم به دهن ياوه گوياي شرق و غرب زد.تازه چماقشم كرد و عقيده عده اي رو تحقير كرد!
- رنگ سبز هم هميشه طول موجش آرامبخش نيست گاهي يه عده رو مي تونه جو گيركنه و بعد كه آروم شدن اصلا نمي دونند چي مي خواستند برا همين اونايي كه اهل فن اند گاهي كه مي خوان طول موجش را كنترل كنند رنگ پرچم رو جاي سبز آبي مي كنند.
- گيس و زلف خانمها هم ديدنش از تلويزيون در زمان انتخابات حلال! در غير اينصورت گسترش بدحجابي و تهاجم فرهنگي غرب هست كه ميشن يه مشت گيس بريده!
- خار مادرهاي بي گناه ما هم انگاری درست شدن برای اینکه ما وسط دعوا کم نیاریم و جو دعوا رو هيجان انگيزتر!كنيم.
كريستف كلمب هم امريكا رو كشف كرد تا دويست و اندي سال بعد ما هرجا كم آورديم گه كاري هامون رو كار اونو اياديش بندازيم .
خلاصه اين روزها بدجوري بعضي چيزها داره جاي بعضي چيزا بكار مي ره.
همه چيز يه جورايي چيزماتيك شده